تكيه داده ام به چوب دست چوپاني باز
تنها
پنجره اي رو به روشناييست باز
قطره اي شبنم
چون اشك همدم من
باز نيست اميد ديدارم
باز
خسته از خورشيد و اشك و شبنم
و خطهاي سفيد جاده شايد
تكيه داده ام به چوب دست چوپاني باز
گوش ميكنم به صداي باد
تنها
به اميد احساس قاصدكي
هم نفس با باد
خداي من،خداي خو ب و مهربان
من و وبلاگ كوچكم دوست داريم
كامنت هاي فراواني دريافت كنيم
تا صندوق نظرات خود را پر كنيم











رسیده ام به دیوار باز
نیست نای رفتنم دیگر بار
زندانی دیوارم باز
نیست کس که شکند
دیوار سکوت هق هق این صفحه ی سخت قلب سنگم را
دیگر بار
سه شنبه ۲۵/۴/۸۷
لاهیجان
باز زندگی معنا گرفت با ترانه ی باران
ذره ذره باریدن گرفت
بر سقف آسمان
خورشید
باز نیلوفر آبی من با تو آبی شده
رنگین کمان
ای دلیل هر سلام
ای ترانه ی عاشقی
ای بهانه ی شکفتن هوای دل بارانی
باران نم نم تند شده
گلبرگ پرپر شده
گل بارانی من
سلام 
آناهیتای مهربانی
نیلوفر آبی
من
کجایی
باز
پری ناز
خیالم بهونتو کرده
تو که رفتی
غرق شد تو سیاهی
شکوفه ی خیالم
حسین
کودک حساس کودکیم
تو که رفتی
من موندم و من بی تو
توكه رفتي
من موندم و من بي تو
عین یه سیب نارس
ای سبز ترین ترانه
کاله بی تو این ترانه
تو که نیستی شکوفه ها جون ندارن
ای شکوه این ترانه